تبليغاتX
حرف‌هائی به‌رنگ سکوت - من جدا، ابر جدا، یار جدا

 

 

ابر می‌بارد و من می‌شوم از یار جدا

چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا؟

 

ابر و باران و من و یار، ستاده به وداع

من جدا گریه کنان، ابر جدا، یار جدا

 

سبزه نو خیز و‌ هوا خرم و‌ بستان سرسبز

زاغک روی سیه مانده ز گلزار جدا

 

نعمت دیده نخواهم که بماند پس از این

مانده چون دیده از آن نعمت دیدار جدا

 

حُسن تو دیر نپاید که ز خسرو رفتی

گل بسی دیر نماند چو شد از خار جدا

 

 

امیر خسرو دهلوی

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 3:47 AM توسط هدی نجفی |