تبليغاتX
حرف‌هائی به‌رنگ سکوت - فقط برای بالا نبودن پست قبلی !!!


... و من چه شرمسارم
از مورچگانی
که طول و عرض
خانه هفتاد‌ متری‌مان را
در حسرت یافتن
خرده قندی، نانی
دانه برنجی و ...
مایوسانه و ناامیدوارانه!
در‌می‌نوردند
و چیزی نمی‌یابند
... چرا که همین چند لحظه پیش
همه را این جاروبرقی
همیشه گرسنه
با ولع وصف‌ناپذیری، بلعیده است!!!


پ.ن.۱: خواستم از طریق این تریبون خیلی موجه، اعلام کنم که بالاخره خانه را جارو کردم!

پ.ن.۲: دیگر این‌که خواستم یه چیزی این‌جا نوشته‌باشم، که پست قبلی بره پائین و ملت این‌قدر سرکار نباشند؛ که آیا منظورم آن‌ها هم بوده یا نه ؟! ‌خودشان کار و زندگی و البته ‌گناه هم داشتند طفلکی‌ها ! 

پ.ن.۳: دلم هم یه جارو کشیدن اساسی نیاز داره ! جوری که اشکهام هم مثل مورچه‌ها معطل بمونند و دیگه نبارند !

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 1:55 PM توسط هدی نجفی |