یکی از دوستانم که مدتی درگیر طلاق گرفتن بود، شادان و خندان با من تماس میگیرد و از صدایش هم میتوان فهمید که به مراد دلش رسیده و من هم طبعا میبایست خوشحال میشدم و خدا را شکر میکردم که رهائی یافته و چائیام را به افتخارش سر میکشیدم !
در این جور ماجراها طرف هر کدام از زوجین که باشی مجبوری که کل قضیه را به نفع او تمام کنی و شنونده یکطرف باشی و از به کار بردن هرگونه صفت زشت و ناپسندی برای آنطرف نه تنها آزادی که طرف بیش از این را مستحق است و کاملا حق را به او بدهی و مبادا جائی او را هم مقصر عنوان کنی و بر زخم او نمک نپاشی خدای ناکرده ! متاسفانه در اینجور مواقع هم اطرافیان به قدری شلوغبازی میکنند که طرف حتی جلوی پایش را هم نمیتواند ببیند و بر این توهم دامن میزنند.
در حالیکه در تمامی موارد هر دو طرف مقصرند منتها با نسبت و سهم متفاوت. مگر میشود که یکی کاملا فرشتهوار و معصوم باشد و دیگری دیو و غولصفت و ... ؟!
اصلا خودتان را چند لحظه جای من بگذارید: دوستی با شما تماس میگیرد و با شادی و شعف فراوان خبر میدهد که از همسرش طلاق گرفته ! آیا باید از شنیدن این خبر ناراحت شد؟ خوشحال شد ؟ تا چند وقت پیش جوابی که به این سوال میدادم مثبت بود، هرچه باشد طلاق چیز خوبی نیست ... یا حداقل این عکس العمل ناخودآگاه من بر اساس فرهنگ نهادینه شدهام بود.
اما فکر کردن به این موضوع باعث شد که نظرم کاملا عوض شود. دلیل این تغییر عقیده این بود که دقت کردم که در جامعه ما و زیر فشار خانواده و دوست و آشنا، طلاق گزینهای سهل الوصول نیست. معمولا لازم است که دو طرف ماجرا مدت زیادی زجر کشیده باشند، چندین دعوای جدی داشته باشند، چندین بار زیر فشار خانواده و جامعه به زیر یک سقف بازگشته باشند و در این گیر و دار و به نصیحت بزرگترها برای حل مشکل بچهدار هم شده باشند که شاید سرعقل بیایند و غافل که گرهای بر گره پیشین میزنند و ... و دوباره به این نتیجه رسیده باشند که زندگی مشترک ممکن نیست، تا سرانجام گزینه طلاق، با اکراه برگزیده شود. به عبارت دیگر به دلیل فشارهای فرهنگی بر ضد طلاق، این گزینه در ایران خیلی دیر انتخاب میشود ـ هرچند این صحبت در بسیاری از جوامع مدرن صدق نمیکند ـ و عمدتا در شرایطی عملی میگردد که زندگی مشترک از همه جهت غیر قابل توجیه و تحمل باشد. در چنین شرایطی طلاق تنها پایان مقدور بر این همه زجر است و در نتیجه قدمی مثبت برای هر دو طرف ماجرا به شمار میرود. به طور خلاصه شاید بتوان گفت خبر طلاق این روزها خبر خوشی است که بر کاهش درد و رنج دو انسان و امید آغازی بهتر برای آنها گواهی میدهد و باید آنرا به فال نیک گرفت!
..•**•..•**•..•**•..•**•..•**•..•**•..•**•..
با یک حساب سر انگشتی، هفتهشتتا از دوستانم درگیر طلاق گرفتن هستند، با بچه و بیبچه ! خودشان که هیچ، چشمشان کور و دندهشان نرم تاوان انتخاب اشتباهشان را پس میدهند؛ اما این بچهها به کدامین گناه آواره میشوند ؟