تو یکی از پستهای وبلاگ خدا بیامرز قبلی درباره مدرسه فیض و کار تو اونجا نوشته بودم، با بچههای اون مدرسه که الآن به شکل شرکت دراومده ارتباط و رفاقتی داریم، اما نمیدونم چرا بعضی خاطرهها هنوز هم اذیتام میکنه!
اصلا بگم که چیشد که دوباره فیل ما یاد هندوستان کرد و باز رفتم تو فضای اون موقعها.
چند وقتی بود که برای حل مشکلی، مجبور شدم پیگیر قوانین کار و بیمه و حق و حقوق کارمندان و کارگران بشم. تازه بود که دوزاریام افتاد که نه بابا قانون از ما هم حمایت میکنه و بعدش این سوال برام پیش اومد که چرا اجرا نمیشه؟
ابتداییترین گزینهای به طور عموم به ذهن خطور میکنه، انتقاد از دولت فعلی و احوال پرسی با خانواده محترم شونه،
اما واقع امر اینه که مجریان این قوانین که پرداخت کننده محترم حق و حقوق کارمندان، یعنی صاحبان مشاغل باشند خود را به کوچه علی چپ می زنند و بی خیال این ماجراها و سوسول بازیهای روشنفکرانه حق و حقوق میشوند. جالب وقتیه که دو طرف یک جورایی با هم آشنا هم باشند.
من به صورت ساعتی تو مدرسه کار میکردم یا به قول برخی دوستان تو اینترنت میچرخیدم و پول مفت میگرفتم، تازه فهمیدم که کارفرما در هنگام استخدام نیرو چه ساعتی و چه قرارداری با زمان مشخص مجبور به بیمه کردن اونه! به طور معمول اگر امکان بیمه کردن اون مهیا نباشه، حق بیمه به خودش پرداخت میشه! تازه عیدی هم باید بر مبنای ساعات حضور سالیانه محاسبه بشه و البته پرداخت بشه. وانگهی اگر مدت حضور کارمند یکسال باشه، کارفرما موظف به پرداخت سنوات هم هستش و اگر کمتر باشه میتونه اون رو پرداخت نکنه!
کارمند اگر تا مدت مشخصی حقوق نگیره میتونه ترک کار کنه و در همون مدت اگر سر کار حاضر نشه حکم اخراج حقشه و قس علی هذه!
جالبی ماجرا این بود که بنده حقوق ماهیانهام رو به شکل صدقه دریافت میکردم. امیدوارم دوستان فیضی ناراحت نشوند، اینکه از اونها اسم میبرم بهخاطر کینه نیست، من شتر نیستم که کینه به دل بگیرم، اما هیچ موقع یادم نمیره که بعد از اتمام مدت کار (اخراج محترمانه) در 15 مهر سال 83، تا 15 اسفند بیکار بودم و اگر یک سال حق بیمه داشتم میتونستم از بیمه بیکاری استفاده کنم. راستی این رو هم بگم که پرداخت حق بیمه به کارمند خیلی کلک با حالیه، چرا که طبق قانون اگر حق بیمه برای فرد متاهل به مدت شش ماه پرداخت بشه اون فرد میتونه از یکسال بیمه بیکاری و اگر عزب باشه از 6 ماه بیمه بیکاری استفاده کنه!
کارفرماهای محترم با پرداخت حق بیمه به خود کارمند خیال خودشون و وجدانشون را راحت میکنند و البته حق دارند.
فکر نکنید دارم درد دل میکنم. این جور موضوعات در وادی درد دل قرار نمیگیره بلکه یک جور حق و ناحق بین آدمهاست که یکدفعهای ذهنم رو با خودش درگیر کرد و دوستی دوستی و شوخی شوخی چه کارهایی با هم نمیکنیم. من که دیگه کارمند مدرسه نیستم،ارتباط خوبی هم با همشون دارم، اما فکر نمیکنم اوضاع بعضی از دوستان هم بهتر از شرایط آن موقع من باشه! انشاء الله حل بهتر شده باشه!
شاید پست قبلی هدی و یادآوری اون روزها بود که من رو تو این فضا پرتاب کرد. همش تقصیر هدی و نوشتههاشه که همیشه قشنگه!