
یکی بیاید بگوید که ما قبل از بالاگرفتن تب انتخابات در مورد چهچیزهایی حرف میزدیم. از چه میگفتیم و از چه میشنیدیم. کجاها میرفتیم و چهچیزهائی را میدیدیم. به چه چیزهائی فکر میکردیم و از چه چیزی دلتنگ یا شاد میشدیم. نگرانیها و دغدغههایمان چه بودند مثلا؟
راستش خسته شدیم. کاش این انتخابات زودتر تمام شود و برود. هر چند از فردایش میترسم و میدانم که هیچکاری از این مردک بعید نیست ولی باز هم میخواهم تمام اینشادیهای شبانه و روزانه و آشنائیها و لبخندهای سبز گذرا بهانجام برسد و برویم پی کار و زندگیمان!
خب برنامهها و شعارها را جائی ثبت نمودیم تا بعدا بایستیم طلبکار و مدعی و خواهان اجرا باشیم. نه اینکه او بگوید انجام شده و همه جیز خووووووووب شده ما هم بیهیچ فکری بگوییم اوووه عالی و دیگه از این بهتر بدتر نمیشه!
راستش خسته شدیم از بس بیانیه و اعلامیه و تکذیبیه و تحریمیه و تهدیدیه و اثباتیه و کذبانیه و صادقانیه و خط و نشون کشانیه و پسا مناظریه و چه و چانیه خواندیم. والا درس و مشق داریم. امتحان داریم. بالا گفتم که کار و زندگی هم داریم.
به نظر من الحق که این دولت کریهه در سر کار گذاشتن ملت تبحر خاصی دارد و حتی بدون دستکاری تعریف شاغلین هم میتوان ثابت کرد که یکی از برگهای زرین این دولت همان سر کار بودن اکتر اقشار و نهادها و آخاد ملت و افراد جامعه است. کافی نگاهی بیاندازید به عواقب بعدی هر سخنرانی و صحبتهای گهربار ایشان. بعدش کلی نهاد و مرجع و سازمان و ستاد در صدد تکذیب بر میآیند و بیانیه میدهند که ثابت کنند باز ایشان دارد دروغ میگوید. بالاخره همه یه جوری در تکاپو هستند تا حقانیت خود را به اثبات برسانند. ما هم میخوانیم تا بدانیم چه خبر است. تازه قبلش هم کلی از اطرافیان و رسانههای وابسته به ایشان در تلاشند تا سند و مدرک و آمار و کوفت بسازند و جعل کنند تا کمی باورپذیر باشد حرفهایش ولو برای عوام. بعدش هم سریع میروند سراغ دروغ و پروندهسازی و جعل سند و مدرک تقلبی بعد.
خلاصه که خدا کند از دست این دولت دروغگو و مردمفریب و پروندهساز رها شویم؛ که ایشان تقدیر ما نیست بلکه تقصیر ما و عده قلیلی از ماست!
تا فردایی سبز و پر امید ...