تبليغاتX
حرف‌هائی به‌رنگ سکوت - حال من این روزها

این فصل امتحانات هم که تمام بشو نیست انگار. من فکر می‌کردم که این قضیه بی‌خوابی شب امتحان فقط مختص منه! آخه همه همکلاسی‌هام و دوست‌هام می‌گفتن که عمرا اگه شب امتحان بیدار بمونیم و تازه شب امتحان بیشتر هم می‌خوابیم!!! اما من اگه خوب هم خونده باشم، محاله شب امتحان بتونم بخوابم! البته به قول جواد کارم بیشتر شبیه اون بنده‌خدائیه که هر وقت پوست موز می‌بینه، می‌گه نه الانه که باز لیز بخورم!!! آخه من هم می‌دونم که اگه شب تا صبح بیدار بمونم بعدش سر درد مفصلی دارم و تازه سر جلسه امتحان هم نمی‌تونم خوب تمرکز کنم و با یه عالمه استرس و اضطراب هر چی که خوندم و بلدم از یادم میره و امتحانمو گند می‌زنم! ولی باز هم همین کار رو می‌کنم و این چرخه سالهاست شب امتحان ادامه دارد...

 

تازه در یک روز دوتا امتحان هم داشته باشم. یعنی اول باید بدوم برم امتحان فرانسه رو بدم و بعدش با یکی دو ساعت فاصله بدوم برسم به اون یکی دانشگاه که امتحان انگلیسی رو بدم! بعدش هم جنازه‌ای متحرک و دردآلود می‌رسم خونه! انگار قحطی ایام هفته شده، آخه چهارتا از امتحانام به همین منواله!
یعنی می‌شه این امتحانات به خوبی و خوشی تموم بشه؟!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 8:5 AM توسط هدی نجفی |