دلم از اون بستهها میخواد. از همونایی که وقتی میگیریشون کلی خنده رو لبات آویزون میشه. از همونایی که قشنگ و خوشکل و خاص کادوپیچ شدن. از همونایی که تمام چسبای دنیا را بهش چسبوندن و دوساعت تمام طول میکشه تا بازشون کنی. از همونایی که وقتی داری با چسباش کلنجار میری هی با خودت فکر می کنی که یعنی توش چی میتونه باشه... بعد که بازش کردی، میبینی یه چیزی هست که نداشتیش. یه چیزیه که نداشتیش و هیچوقت هم فکر نمیکردی باید یکی از اون را داشته باشی. همونی که نداشتیش ولی میبینی چقدر همین رو کم داشتی و اصلا از روز ازل دلت میخواسته که یکی از اون را داشته باشی.
داشتم میگفتم که دلم یکی از اون بسته های کادو پیچ شده میخواد. از همون بستههایی که توش یه چیزیه که نداریش و خیلی هم بهش نیاز داشتی اما اگه به خودت بود و تا صد سال هم که فکر میکردی، ذهنت به همچین چیزی نمیرفت. هیچوقت فکرشو نمیکردی که همچین چیزی برای خودت بگیری و حالا هم که از کسی بهت رسیده کلی خوشحالی و شاد.
آره به گمانم دلم یکی از همین بستهها میخواد. شاید حالش خوب شد...