تبليغاتX
حرف‌هائی به‌رنگ سکوت - می‌نوشتم: ناگهان چه قدر زود دیر می‌شود ...

یکی دو روز پیش از طرف یکی از همکلاسی‌هام اس‌ام‌اسی برام اومد که باید بهش جواب می‌دادم. به ذهنم رسید که همان را برای چندتا از دوستام بفرستم و ببینم چی جواب‌ می گیرم. نتیجه و جوابا جالب بود. ببینید.

سوال این بود: اگه یک خودکار داشتی که فقط به اندازه نوشتن یک جمله جوهر داشت ... باهاش چی می‌نوشتی؟؟

  • به همه بگید برام ارزشمندن و دوستشون دارم. 
    نگفتم که آخرین جمله عمرت را بنویس!
  • دوست دارم عزیزم.
    یکی از دوستامه، ولی نگفتم که برای من چی می‌نوشتی؟! 
  • امید
    احتمالا خودکار این یکی به اندازه نوشتن یه کلمه بیشتر جوهر نداشت!
  • می‌نوشتم: دلم می‌خواد همیشه عاشق باشم.
    از این یکی دوستم غیر از همچین جمله‌ای هم انتظار نمی‌رفت!
  • عمو و زن عمو جونم، دوستون دارم.
    برادر زاده جواد و فوران محبتش به ما!
  • هیچی، می‌ذاشتم بقیه‌اش هم خشک بشه، می‌رفتم یه نوشو می‌خریدم.
    کلا خوشحال تشریف داره این دوستم.
  • آخرین کلمه از جمله‌ای که داشتم می‌نوشتم.
    یعنی که همیشه در حال نوشتنم؟!
  • اگر بیشتر از یه جمله می‌خواستم بنویسم، یه خودکاری ورمی‌داشتم که بیشتر جوهر داشته‌باشه.
    بعد از کلی اصرار که فرض‌کنید فقط همین خودکار، با همین‌قدر جوهر در دسترس‌است چی می‌نوشتید؟ فرمودند: 
  • اولین جمله‌ای که نیاز به نوشتنش داشتم.
    یعنی دیگه گیر نده!
  • می‌نوشتم: و خدائی که در این نزدیکیست.
    قابل قبول بود!
  • ای کاش امروز کلاس نداشتیم.
    بعد از ظهرش کلاس ترجمه داشتیم و جدا هم نیومد!
  • می‌نوشتم: خورشید ولایت قبل از طلوعت بیدارمان کن.
    بدون شرح!
  • زندگی زیباست ای زیبا پسند، زیبا اندیشان به زیبائی رسند، آنقدر زیباست این بی بازگشت، کز برایش می‌توان از جان گذشت.
    احتمالا ایشون چندتا خودکار داشتند که می‌شد با هر کدام یه جمله نوشت!!!
  • چیز خاصی نمی‌نوشتم.
    یقینا برای کار مهمتری لازم داشتند!

 

اگه شما بودین چی‌ می‌نوشتین؟!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 6:44 PM توسط هدی نجفی |