تبليغاتX
حرف‌هائی به‌رنگ سکوت - تاهمسفرم عشق‌است ...
 

تاهمسفرم عشق‌است در جاده تنهايي
از دست نخواهم داد دامان شكيبايي

تا من به تو دل‌دادم افسانه شده يادم
چون حافظ و مولانا در رندي و شيدايي

از عشق تو سهم من ،همواره همين بوده‌است
رسوايي و حيراني، حيراني و رسوايي

تو آتش و من دودم، دريا تو و من رودم
هرچند محال اما، چيزي‌است تماشايي

چندي‌است كه پيوندي‌است، پيوند‌خوشايندي‌است
بين تو و آيينه، آيينه و زيبايي

من دستم و تو بخشش ، تو هديه و من‌خواهش
من‌زين سو و تو زان سو، مي‌آيم و مي‌آيي

بي‌ساحل آغوشت، آغوش سحرپوشت
چندي‌است كه طوفاني‌است، اين ديده دريايي

 

سهیل محمودی

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 7:34 AM توسط هدی نجفی |