شیر سر رفته
گاز را محکم دستمال میکشم
در میرود دستم
میگیرد گوشه گاز
خون میآید
بر میگردم
سر تو داد میزنم
کلافهام و عصبی
و تو این را میدانی
میگریم
میلرزم
مثل همیشه میگویی
"آرام باش"
اما من نمیتوانم ادامه دهم
آرام در گوشم زمزمه میکنی که
"من اینجایم کنارت"
و من این را من این را میخواهم
همین بودن را میخواهم
و همین بودن آرامم میکند