ماهی شده بود باورش
تور اگه بندازن سرش
میشه عروسِ ماهیها
شاهماهىِ میشه همسرش
ماهیِ باورش نبود
تور اگه بندازن سرش
نگاهِ گرمِ ماهیگیر
میشه نگاهِ آخرش
پ.ن.۱: نام شاعر و یا صاحب این اثر را نمیدانم. در وبلاگگردی از جائی کش رفتهام که الان اصلا یادم نیست از کجا؟! شرمنده!
پ.ن.۲: گمان نمی کنم که کار شایستهای باشد که بعد از کلی بهروزنرسانی وبلاگ؛ آنرا با یک شعر دزدی بهروزبرسانم! اما از شعرش بسی خوشمان آمد دیگر!