
" این خدای غنی، کلید خزائن خود را در دست تو نهاده است، یعنی به تو اذن درخواست کردن داده است، میتوانی از او بخواهی تا درهای رحمتش را بر تو بگشاید. هر گاه که بخواهی میتوانی ابرهای رحمت او را به باریدن بر خود فراخوانی، لکن اگر پاسخ تو دیر رسید، موجب نومیدیات نشود، چرا که او عطایا را به اندازه نیت افراد میدهد. گاه پاسخ تو را دیر میدهد تا اجرت افزونتر باشد. گاه چیزی را میخواهی که به تو نمیدهد ولی دیر یا زود بهتر از آن را میدهد، گاه نیز به تو نمیدهد تا مبادا به تو زیانی برسد. بسا چیزها که تو میخواهی اما اگر آن را به تو بدهد، موجب نابودی دینت می شود. لذا هوشمند باش؛ چیزی از خدا بطلب که جمالش میماند و وبالش دامنگیر تو نمیشود . . . "
خدایا ... حال منِ انسانِ عجولِ نادان، که به خیر و شر و صلاح خود آگاهیام نیست و بر دلم هزاران قفلِ زنگار بسته و بر هر خواستهام هزاران منیّت و بر هر دعایم هزاران خودخواهی و هوای نفس غلبه دارد؛ چون گمان میبرم که به نفعم نیست پس صبر هم نمیکنم و برای رسیدن و یافتن به هر خواستهام عجولم و الحاح و اصرار میورزم و حتی پا را از این هم فراتر گذاشته و زمان و مهلت اجابت برایت تعیین میکنم! چه کنم؟
خدایا ... به من بیاموز آنگونه که سزاوار کرم و بزرگواری توست بخواهم و بخوانمت!
خدایا ... به من دعا کردن را بیاموز ... به امید اجابت دعا ماندن را نیز!
خدایا ... صبر کردن را به من بیاموز ... مجال تمرین صبر به من ده!
خدایا ... در این کوره راه تنهایم مگذار! بیا و دستگیرم باش!