تبليغاتX
حرف‌هائی به‌رنگ سکوت -

بفرمایید فروردین شود اسفندهای ما
نه بر لب، بلکه در دل گل کند لبخندهای ما

بفرمایید هرچیزی همان باشد که می‌خواهد
همان، یعنی نه مانند من و مانندهای ما
 

بفرمایید تا این بی چراتر کار عالم، عشق
رها باشد از این چون و چرا و چندهای ما

سر ِ مویی اگر با عاشقان داری سر ِ یاری
بیفشان زلف و مشکن حلقه پیوندهای ما

به بالایت قسم سرو و صنوبر با تو می‌بالند
بیا تا راست باشد عاقبت سوگندهای ما

شب و روز از تو می‌گوییم و می‌گویند، کاری کن
که "می‌بینم" بگیرد جای "می‌گویند" های ما

نمی‌دانم کجایی یا که ای، آنقدر می‌دانم
که می‌آیی که بگشایی گره از بندهای ما

بفرمایید فردا زودتر فردا شود، امروز
همین حالا بیاید وعده آینده‌های ما

 

قیصر امین پور

پ.ن: هر کاری کردم نشد که صدای استاد که این شعر  را خواندند، را هم برایتان بذارم اینجا!

 

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 2:48 PM توسط هدی نجفی |