«اشهد انّ» عشقِ تو، کشت مرا کشت مرا!
«اشهد انّ» رویِ تو، رویِ خودِ خودِ خدا
«اشهد انّ» بویِ تو، بویِ بهارِ جان و دل
«اشهد انّ» چشمِ تو، چشمه خوبی و صفا
«اشهد انّ» حُسنِ تو، غبطه خورد بر آن پری
«اشهد انّ» حالِ تو، مایه رشکِ اولیا
«اشهد انّ» سینهات، صافیِ ابرِ پاکدل
«اشهد انّ» چهرهات، روشنیِ ستارهها
«حیّ علی» جنون جنون! دیده آغشته به خون
«حیّ علی» بدونِ چون! نیست در این سرا «چرا»
«حیّ علی» به سوی آن کو بردت به آسمان
«حیّ علی» دوان دوان، همچو خیال بادپا
«حیّ علی» شکر شکر، که ریزد از لب سحر!
«حیّ علی» گهر گهر، که بخشد از لبش به ما
«حیّ علی» طرب طرب، که عشقِ او شود سبب!
«حیّ علی» طلب طلب، که تا شوی ز خود رها...
امیر حسن سام