* میترسم. قرار است آدم شوم. قسم خوردم آدم شوم. نمیدانم برای آدم شدن چه راهی وجود دارد، ولی قسم خوردم، قسم را باید اجابت کرد.
* اجابت میکند. خودش میگوید بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را. مگر نخواندمش؛ پس اجابتش حتمی است. ختم به خیر میشود.
* خیر و شر را ما تعیین نمیکنیم. اوست که میگوید خیر است، شر است. آینده است که میگوید خیر بود، شر بود. امروز از هیچ خبری ندارم.
* خبرم دادند که راه طولانی است و طی طریق سخت. من میرویم؛ خواه برسم، خواه ... همان میرسم.
* میرسم. میگویند نفوس بد نیاورید. میگویند نفوس بد، بد میآورد. خوب میگویم؛ میرسم، نمیترسم، آدم میشوم!