"... هنگامي كه انسان از آن ابديتي كه در آن همه زمانها يك زمان است تبعيد شد، به زمان كرونومتري پا گذاشت و بنده ساعت و تقويم گشت. به محض آنكه زمان به ديروز و امروز و فردا، به ساعتها و دقيقهها و ثانيهها تقسيم شد، انسان ديگر با زمان همراه نبود، ديگر با جريان واقعيت تقارن نداشت. هنگامي كه كسي ميگويد"در اين لحظه" لحظه از او در گذشته است. اين مقياسات فضائي از زمان انسان را از واقعيت- كه زمان حالي مداوم است- جدا ميكند و چنانكه برگسون گفت،همه حضورهائي را كه واقعيت در آنها چهره مينمايد به اشباحي خيالي بدل ميكند...."
ديالكتيك انزوا
ترجمه:احمد ميرعلايي
نشر فرزان روز