عبور بايد کرد و گرنه حرمت اين نفس حرام خواهد شد.
عبور بايد کرد وگرنه شبانههاي اشک آلودم فراموش خواهند شد.
عبور بايد کرد از اين هياهوهاي پوچ در پوچ،
از اين دلمردگيهاي تو در تو،
از اين سردرگميهاي پيچ در پيچ.
عبور بايد کرد از ازدحام اين سايهها،
از انسداد اين دقيقهها.
بايد گذشت و عبور کرد از اين چهارراههاي بيراه،
از اين شاهراههاي بيشاه،
از کنار اين شبهاي بيماه.
عبور بايد کرد تا اين ساحل طوفاني نشده،
تا چشمهايم باراني نشده،
تا اين غم خودماني نشده.
عبور بايدکرد از مقابل اين نگاههاي يخزده،
از پريشاني اين خيالهاي شبزده،
از تراکم اين کلمات وحشت زده.
عبور بايد کرد تا افق پيداست،
عبور بايد کرد تا جاي قدمهايت برجاست،
عبور بايد کرد تا خدا اينجاست.
عبور بايد کرد تا خدا اينجاست.
عبور بايد کرد تا خدا اينجاست.