تبليغاتX
حرف‌هائی به‌رنگ سکوت - لطفا کمی دورتر !

 

گاهی سادگی می‌کنم، گاهی هم بیشتر سادگی می‌کنم. راستش به این ابزار سادگی نیاز دارم. از دقت کردن خسته می‌شوم.. از مراقبت و پاییدن مدام، حوصله‌ام سر می‌رود... گاهی دلم می‌خواهد همان حیوان نجیب باشم... و خودم را به‌نفهمی بزنم. شاید روزگار ساده‌تر بگذرد... گاهی می‌گذارم آدم‌ها باور کنند که دروغ‌هاشان را باور کرده‌ام؛ حتی در مقابل تمام آن‌چیزهایی که ندارند، حق را به آنها می‌دهم... در کمال خوش‌بینی و اعتماد ـ شما بخوانید خ‌ر‌ی‌ت ـ  محض قدم برمی‌دارم و بعد هم چوبش را می‌خورم که حالیم شود که دنیا از چه قرار است و دور و اطرافم را باید بیشتر بپایم... اما من از این پائیدن و در کمین‌نشستن‌ها خسته‌ام... خسته‌ام ... ‌کاش آنها هم خسته می‌شدند از پائیدن من؛ کاش حوصله‌شان سر می‌رفت از پی‌گیری زندگی من ...

آن‌قدر سادگی و خ‌ری‌ت به‌خرج دادم که حالا قبله‌عالم هی راه برود و به من گیر بدهد که این چه وضعی است که راه انداختی؟ هی نفس بکشد و بگوید که جمع و جور کن! که ... حق هم دارد هر چه بگوید و اصلا حقم هست که ...

 

 

پ.ن.1: فعلا در حال جفتک‌پرانی و رماندن هستم تا دور و ورم هی خلوت و خلوت‌تر شود! لطفا کمی‌دورتر بایستید، بعدا نفرمائید که خدمت‌تان عرض نکردم!!!


پ.ن.2: به گمانم جناب خر بیچاره هم وقتی دید زیادی ساده است و همه دارند از این سادگیش سوء‌استفاده می‌کنن، از خدا خواست ورژن راه راهش را هم خلق کنه بلکه فرجی صورت بگیره! نمی‌دونم با این ترفند به جائی رسید یا نه ولی به هر حال بنده هم عجالتا راه‌راه یا گلدار خواهم بود تا جواب را بیابیم و از این سادگی به‌در آیم!

 

پ.ن۳: دارم از سردرد می‌میرم! فردا هم سه‌تا امتحان دارم! خونه مادرم هم کلی اتفاق در حال رخ دادنه! و من الان باید اونجا باشم! خونه خودمون هم عین جائی می‌مونه که لشگری‌چیزی تازه فتحش کرده‌باشه! من هم این‌وسط دارم وبلاگ می‌نویسم که چه بشود و البته هم‌زمان از امر مهم غر‌زدن غافل نمی‌مونم؟! خدائیش طبیعت به من باید افتخار کنه!

 

پ.ن.۴: اصلا حال و حوصله ندارم. یعنی لطفا به هیچی و تحت هیچ شرایطی گیر ندید!

 

پ.ن.۵: ور عقلانی‌ام می‌گه که برای این یکی مطلب هم امکان کامنت گذاشتن نذارم و حالش را ببرم!  ولی ور مصالحه‌جویم می‌گوید باز بذارم امکان کامنت گذاری که بیش از این متهم نشوم به خود‌رایی و اینکه برای نظرات دیگران اهمیت قایل نیستم!

 

پ.ن.۶: حالا هم عزیزان و دوستان و یاران جدید و قدیم و اطراف و اکناف، می‌توانید نظرات خود را در باب راه راه شدن بفرمائید و اگر تجربه‌ای و یا راهنمائی کار‌گشائی در این مورد دارید، بنده را نیز مفتخر به دانستن آنها بفرمائید! ولی تاکید می کنم که دورادور!!! فقط بی‌زحمت نظرات‌تان را به‌ضورت خصوصی نفرستید! بخیل نباشید دیگه، بذارید دیگران هم بهره مند شوند!

 

 

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 5:41 PM توسط هدی نجفی |