هدی خانم اصرار داشته و دارد که بنده نیز مطلبی در ادامه نوشتار قبلی ایشان پست کنم. مطلب ایشان خیلی عشقولانه بود و بنده به خاطر طبع زیادی لطیفم بهشدت تحت تاثیر قرار گرفتم. اون شکراً لحبکها همش برای من بود. بنده در پاسخ این همه مهر و محبت تنها میتوانم بگویم قابلی نداشت.
ماجرا را هم که میدانید، امروز ۲۷ مهرماه مصادف است با ششمین سالگرد ازدواج هدی. البته یادم رفت بگویم، من و هدی!
نزار قبانی شعر دیگری دارد که این گونه آغاز میشود:
شکراً لحبک متقابلاً
فهو معجزتيالهمیشگی
بعدما ولی زمانالمعجزات...
شکراً لحبک متقابلاً
فهو علمنيالقرائة، والکتابة، و الخرید من التره بار میوه و سبزی
شکراً لکل دقیقة که با تو بودم
شکراً لساعات التهوع، والتغیر، و التنظیف بالجارو برقی،
و نیز اقامة فیالمستشفی...
شکراً علی سنوات حبک کلها جمیعا و رحمة الله و برکاته
وشکراً علی زمانالبکاء و افزایش المصرف دستمال کاغذیها
ده مرتبه بلند بگو:
شکراً علی الحزن الجمیل
شکراً علی الحزن الجمیل
شکراً علی الحزن الجمیل
...
شکراً علی الحزن الجمیل
شکرا لحبک یا جمیل!
با احترام
جواد زارعی