تبليغاتX
حرف‌هائی به‌رنگ سکوت - قابلی نداشت!
سلام

هدی خانم اصرار داشته و دارد که بنده نیز مطلبی در ادامه نوشتار قبلی ایشان پست کنم. مطلب ایشان خیلی عشقولانه بود و بنده به خاطر طبع زیادی لطیفم به‌شدت تحت تاثیر قرار گرفتم. اون شکراً لحبک‌ها همش برای من بود. بنده در پاسخ این همه مهر و محبت تنها می‌توانم بگویم قابلی نداشت.

ماجرا را هم که می‌دانید، امروز ۲۷ مهرماه مصادف است با ششمین سالگرد ازدواج هدی. البته یادم رفت بگویم، من و هدی!

نزار قبانی شعر دیگری دارد که این گونه آغاز می‌شود:

شکراً لحبک متقابلاً
فهو معجزتي‌الهمیشگی
بعدما ولی زمان‌المعجزات...

شکراً لحبک متقابلاً
فهو علمني‌القرائة، و‌الکتابة، و الخرید من‌ التره بار میوه و سبزی

 شکراً لکل دقیقة که با تو بودم
شکراً لساعات التهوع، والتغیر، و التنظیف بالجارو برقی،
و نیز اقامة فی‌المستشفی...

شکراً علی سنوات حبک کلها جمیعا و رحمة الله و برکاته

وشکراً علی زمان‌البکاء و افزایش المصرف دستمال کاغذی‌ها

ده مرتبه بلند بگو:
شکراً علی الحزن الجمیل
شکراً علی الحزن الجمیل
شکراً علی الحزن الجمیل
...
شکراً علی الحزن الجمیل


شکرا لحبک یا جمیل!

 

با احترام
جواد زارعی

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 1:34 AM توسط هدی نجفی |