قرار است که این وبلاگ را من و جواد با هم مدیریت کنیم. من از آنجا و جواد هم از آنجا به اینجا هجرت کردهایم.
حقیقت امر این است که از دست بلاگ اسپات به ستوه آمدهام که از روی ناچاری به اینجا پناه آوردهام. آخر سطر نمیتوانستم نقطه یا علامتتعجب یا علامتسؤال و یا هر علامت دیگری بگذارم. اول هرسطر هم همینطور. خط تاهوما که خط قابل خواندن روی صفحه وب بود را نداشت. هر چند روز یکبار به کما میرفت و ما را تو خماری میگذاشت و ... خلاصه کلی عیب و ایراد دیگر که هر کدامش کافی بود که ما را به خدا برساند (جمله آخر را با ادبیات خاص خودتان بخوانید). و حالا هم که چند روزی است کلا هنگ فرموده و ما را به خدا سپرده !
از طرفی هم جواد وقت نداشت که سایت ما را که یکسالی به گمانم از ثبت کردنش میگذرد را راه بیاندازد و از آنجائی که من کلی حرف برای نوشتن و گفتن داشتم و ملت زیادی از دستم راحت بودند و کار چند نفر به علت دور بودن از فضای نوشته هایم به بیمارستان و خودکشی و ... کشیده شده و کلا چون دیدم که اینجوری نمیشود و کلی حرف از جنس سکوت تلمبار شده بود. بنابر همه اینها و کلی دلیل محکمه پسند و غیر قابل ذکر دیگر ! در یک اقدام کاملا خودجوش، خودسوز، انتحاری، انقلابی، بشردوستانه، صلحطلبانه، ضد نژادپرستانه، همدردمنشانه با بیخانمانهایعالم و ... دست به ثبت این وبلاگ جدید زدم که خلقی را از نگرانی و خودم را از بیکاری به در آوردهباشم.
در ضمن پس از کلی رایزنی موفق شدم جواد را هم قانع کنم که گه گداری اینجا بنویسد. فیالواقع واقفید که ما هر دو کلی مشغله داریم و غیر از مدیریت امورات چندین شرکت و سایت و موسسه ذینفع و همینطور داشتن چندتا بچه که دور و برمان ریخته و از آنجائی که ما فی البداهه وقت سر خاراندن نداریم. پس این وبلاگ را با هم شروع کردیم که هر از چند گاهی لااقل یکیمان به صرافت نوشتن بیافتد. البته ناگفته پیداست که من بیشتر خواهم نوشت تا جواد.
به امید روزی که جواد همتی کند و وقتی از نمیدانم کجا خرق نماید و سایت خودمان را علم کند و به قولی که مبنی بر موقتی بودن اینجا داده عمل کند. باشد که از این بیخانمانی در بیائم.
البته تا با سیستم بلاگفا به اصطلاح مچ بشویم و چم و خم کار دستمان بیاید کمی طول خواهد کشید. فعلا هم با عکس گذاشتنش به بن بست رسیدیم. یه فکری هم باید برای آرشیو مطالب وبلاگ قبلی بکنم.
پ.ن.۱:اما خودمانیم این خیلی بد است که آدمیزاد حتی در فضای مجازی سایبر هم مستاجر باشد و در صورت ساز ناکوک زدن صاحبخانه، مجبور به ترک خانه قبلی و اسباب کشی به خانه جدید باشد.
پ.ن.۲:جواد نیمفاصله را بیشتر از من دوست دارد و در صورت فراموش کردن سهوی یا عمدی آن به اشد مجازات محکوم میشوم.
پ.ن.۳: ما که سر همین مطلب و در بادی امر کلی با یکدیگر جنگیدیم. گمان نمیکنم که همکاریمان به طول بیانجامد.