تبليغاتX
حرف‌هائی به‌رنگ سکوت

بالاخره پنچ‌شنبه موعود یعنی دیروز فرا رسید و البته بهانه‌اش مهم نیست، اصل هم همان جمع دوستانه بود که مجددا دور هم جمع شدند و کلی خوش گذشت... جای دوستانی که قرار بود باشند و نتوانستند بیایند خالی بود... از دوستانی که لطف کردند و منت گذاشتند و آمدند و با حضور گرم و مهربان‌شان خوشحالمان کردند هم یک دنیا ممنون!!  و فقط خدا می‌داند که در جمع همین دوستان بودن چقدر حالم را خوب می‌کند!

تصدیق می‌فرمائید که از آن تیپ عکس‌های شرق شده... دست عکاسش امیر آقا درد نکند که لطف کرد و با دوربین‌شان کلی عکس‌های قشنگ گرفت!

نکته نوشت: در مهمانی پارسال، عین این بیچاره‌ها با این دوربین ذغالی‌ها کلی عکس گرفتیم ـ که البته دوستان این‌قدر به دوربین ما خندیدند، که بهش برخورد و کل عکس‌ها برای اولین بار سوخت! ـ اما امسال! دوستان با سفارش و بی شفارش دوربین دیجیتال آورده بودند! احتمالا به هوای پارسال دلشان برایمان سوخته بود لابد دیگه! در ضمن بریدن کیک در مقابل فلاش دوربین‌ها حسی‌است شبیه انداختن برگه رأی آدم‌های مهم در صندوق‌های رأی و اینا ... خلاصه خیلی خوش گذشت....

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 1:53 PM توسط هدی نجفی |

... ایمان بیاورم که پس از هر سختی، آسایشی است ... 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 4:41 AM توسط هدی نجفی

بهاران مبارک باد

+ نوشته شده در شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 5:19 AM توسط هدی نجفی |