تبليغاتX
حرف‌هائی به‌رنگ سکوت

این‌گونه حکایت کرده‌اند که روزی روزگاری در شهری دور که به دلایل امنیتی از ذکر نام آن خودداری خواهیم کرد، مردی بود که زنی داشت که نام ایشان برای ما که هیچ، که بر پژوهش‌گران تاریخ نیز مکتوم مانده است.
در این دنیا همه یک چیزی دارند که بدان می بالند و این دو تن نیز به بدهی‌ها و صبر طلب‌کارانشان می‌بالیدند و حکایت از همین جا آغاز می‌گردد.
از آنجائیکه درآمد ماهانه این حضرات از مقدار مشخصی فراتر نمی‌رفت و جمع اقساط، اجاره ماهیانه و ... که بایستی از دریافتی ماهانه کسر می‌شد از مجموع دریافتی ماهانه بیشتر بود، شیوه‌ای جدیدی برای بازپرداخت اقساط بدهی‌ها ابداع شد.
بدین‌ترتیب که در پایان هر ماه جلسه‌ای کاملا رسمی با نظارت بانک مرکزی برگزار می‌کردند که طی آن نام طلب‌کاران بر برگی نوشته و در ظرفی ریخته می‌شد. پس از اطمینان از قرارگرفتن نام تمام طلب‌کاران، فردی نابالغ دست در داخل ظرف کرده و دو برگه را انتخاب می‌کرد و پس از انجام تشریفات اداری نام این دو منتخب (طلبکار) خوشبخت را اعلام می‌کردند که این ماه به قسمتی از طلب خود خواهند رسید. اعلام نام این دو تن موجب برآمدن آه از نهاد دیگر طلب‌کاران می‌شد و به خود وعده ماه دیگر و شرکت در قرعه‌کشی دیگری را می‌دادند.
روزی یکی از طلب‌کاران برآشفته شد که "جمع کن بابا این مسخره‌بازی‌ها رو و یاالله طلب ما رو بده"
بدهکار بی‌نوا نیز برآشفت که "شلوغش نکن، وگرنه در قرعه‌کشی ماه آینده شرکت داده نخواهی شد"

نتیجه اخلاقی: به‌نظر ما این بدهکار نباید این‌گونه با طلب‌کار خود برخورد کند، بلکه باید به‌شیوه‌ای دیگر برخورد که که تنش‌زا نباشد!
نتیجه عملی: چند سال بدهکار بودن منجر به پوست‌کلفتی خواهد شد و متعاقبا پر رو بودن را به‌دنبال خواهد داشت که لازمه مدیریت شرایط بدهکاری و باز پرداخت اقساط است.
مدیریت بحران: اگر بر حسب اتفاق و تنها برحسب اتفاق و تاکید می‌کنیم که تنها بر حسب اتفاق اگر چندماه متوالی و برحسب اتفاق قرعه به‌نام فرد خاصی صرفا برحسب اتفاق نیفتاد و و پر روئیتان آنقدر نیست که به شکل حضوری عذرخواهی کنید و شخصا قول ماه آینده را از خود دروکنید، می‌توانید میلاً، چتاً، کامنتاً، مسِیجاً، اس‌ام‌اساً و یا از هر تکنولوژی ارتباطی دیگر استفاده کرده و مراتب شرمندگی خود را اعلام دارید. و در ضمن گناه شما چیست ؟ این تنها بد شانس بودن شخص طرف حساب شما (بدهکار) است که شانس خوبی در قرعه کشی ندارد. همچنین حق بی‌خیال شدن موارد قبلی تا عدم ظهور قیافه طلبکار، در مقابل بدهکار محفوظ خواهد بود.
 

درپایان از تمامی شرکت‌کنندگان در این قرعه‌کشی کمال تشکر و آرزوی انتخاب در قرعه‌کشی بعدی را داریم و از خداوند برای ایشان صبری جمیل و برای خودمان ـ یا همان قهرمانان افسانه فوق الذکر ـ روئی کارآمد خواستاریم .

 

پ.ن:این مطلب را من یعنی خودم یعنی جواد زارعی نوشتم. اما به عقل بلاگفا نمیرسه و آنرا به نام هدی ثبت کرده که محال است هدی یک چنین چیزی بنویسد و از گل و شبنم و نیلوفر خود دل بکند. امیدوارم که بتونیم این مسئله را حل کنیم و مطلب به نام خودم ثبت شود.

 


+ نوشته شده در جمعه یکم دی 1385ساعت 10:1 PM توسط جواد زارعی |